تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
ساختن جامعهاى سالم، سربلند، با ايمان و پيشتاز، استقامت و حركت بدون انحراف در اين راه كار سادهاى نبوده است.
٢- دستور ديگر اين كه: اين استقامت و حركت مستقيم بدون انحراف، بايد تنها انگيزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شيطانى از آن دور بماند، يعنى به دست آوردن بزرگترين قدرتهاى سياسى و اجتماعى، آن هم براى خدا!.
٣- دستور سوم: مسأله رهبرى كسانى است كه به راه حق برگشتهاند، و آنها را هم به استقامت واداشتن.
٤- چهارم: مبارزه را در مسير حق و عدالت رهبرى نمودن، و جلوگيرى از هر گونه تجاوز و طغيان؛ زيرا بسيار شده است افرادى در راه رسيدن به هدف، نهايت استقامت را به خرج مىدهند، اما رعايت عدالت براى آنها ممكن نيست و غالباً گرفتار طغيان و تجاوز از حدّ مىشوند.
آرى، مجموع اين جهات، دست به دست هم داد، و پيامبر صلى الله عليه و آله را آن چنان در زير بار مسئوليت فرو برد، كه حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت و او را پير كرد!.
به هر حال، اين تنها دستورى براى ديروز نبود، بلكه براى امروز و فردا و فرداهاى ديگر نيز هست.
امروز هم، مسئوليت مهم ما مسلمانان و مخصوصاً رهبران اسلامى در اين چهار كلمه خلاصه مىشود: استقامت، اخلاص، رهبرى مؤمنان، و عدم طغيان و تجاوز، و بدون به كار بستن اين اصول، پيروزى بر دشمنانى كه از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه كردهاند، و از تمام وسائل فرهنگى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهرهگيرى مىكنند، امكانپذير نمىباشد.
***