تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢
و نيز از علامات آن، سنگدلى، حرص شديد در تحصيل روزى، و اصرار بر گناه است». «١»
اين امور چهارگانه، كه در حديث فوق آمده، امورى است اختيارى كه از اعمال و اخلاق اكتسابى خود انسان سرچشمه مىگيرد، و به اين ترتيب، دور كردن اين اسباب شقاوت در اختيار خود انسانها است.
اگر اسبابى را كه براى سعادت و شقاوت در احاديث بالا ذكر شده، با توجه بر عينيت همه آنها و نقش مؤثرشان در زندگى بشر، با اسباب و نشانههاى خرافى كه حتى در عصر ما، عصر اتم و فضا گروه زيادى به آن پايبندند مقايسه كنيم، به اين واقعيت مىرسيم كه تعليمات اسلام تا چه حدّ، منطقى و حساب شده است.
هنوز بسيارند كسانى كه نعل اسب را سبب خوشبختى، روز سيزده را سبب بدبختى؛
پريدن از روى آتش را در بعضى از شبهاى سال سبب خوشبختى، و آواز خواندن مرغ را سبب بدبختى؛
پاشيدن آب را پشت سر مسافر سبب خوشبختى، و ردّ شدن از زير نردبان را سبب بدبختى، و حتى آويزان كردن خر مهره به خود يا به وسيله نقليه را سبب خوشبختى، و عطسه را نشانه بدبختى در انجام كار مورد نظر مىدانند، و امثال اين خرافات كه در شرق و غرب در ميان اقوام و ملل مختلف فراوان است.
و چه بسيار انسانهائى كه بر اثر گرفتار شدن به اين خرافات از فعاليت در زندگى باز ماندهاند، و گرفتار مصيبتهاى فراوانى شدهاند.
اسلام، بر تمام اين پندارهاى خرافى قلم سرخ كشيده، و سعادت و شقاوت