تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
قدرتش نابود شد، در فارسى نيز مىگوئيم: فلان كس را بر تخت نشاندند، و يا از تخت به پائين كشيدند. «١»
اين نكته را نيز بايد توجه داشت، كه گاهى كلمه «عرش» به معنى مجموعه جهان هستى است، زيرا تخت قدرت خداوند، همه اين جهان را فرا مىگيرد.
و اما كلمه «ماء» معنى معمولى آن «آب» است، اما گاهى به هر شىء مايع «ماء» گفته مىشود، مانند فلزات مايع و امثال آن.
با آنچه در تفسير اين دو كلمه گفتيم، چنين استفاده مىشود كه: در آغاز، آفرينش جهان هستى به صورت مواد مذابى بود (يا گازهاى فوقالعاده فشرده كه شكل مواد مذاب و مايع را داشت).
سپس، در اين توده آبگونه حركات شديد، و انفجارات عظيمى رخ داد، و قسمتهائى از سطح آن پى در پى به خارج پرتاب شد، اين اتصال و به هم پيوستگى به انفصال و جدائى گرائيد، و كواكب و سيارات و منظومهها، يكى بعد از ديگرى تشكيل يافتند.
بنابراين، جهان هستى و پايه تخت قدرت خدا، نخست بر اين ماده عظيم آبگونه قرار داشت.
اين همان چيزى است كه در آيه ٣٠ سوره «انبياء» نيز به آن اشاره شده است:
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَىٍّ:
«آيا آنها كه خدا را انكار مىكنند با چشم علم و دانش اين حقيقت را نديدند، كه آسمانها و زمين، در آغاز به هم پيوسته بود، سپس ما آنها را از هم گشوديم و