تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
آن ذكر شده، سبب مىشود: ضمير به آن بر گردد، و در اين صورت معنى جمله چنين مىشود: «من به خدا پناه مىبرم، خدائى كه پروردگار من است و مقام و منزلت مرا گرامى داشت، و هر نعمتى دارم از ناحيه او است».
اما با توجه به سفارش عزيز مصر، با جمله «أَكْرِمِى مَثْواه» و تكرار آن در آيه مورد بحث، معنى اول را تقويت مىكند.
در «تورات» «سفر پيدايش»، فصل ٣٩، شمارههاى ٧ و ٨ و ٩ چنين آمده:
«و بعد از اين مقدمات، واقع شد اين كه «زنِ آقايش» چشمان خود را بر يوسف انداخته به او گفت: با من بخواب، اما او ابا نموده، به زنِ آقايش گفت: اينك آقايم به آنچه با من در خانه است عارف نيست، و تمامى ما يملكش به دست من سپرده است، در اين خانه از من بزرگترى نيست و از من چيزى مضايقه نكرده است جز تو، چون كه زن او مىباشى پس اين قباحت عظيم را چگونه خواهم كرد، به خدا گناه بورزم ...». «١»
اين جملههاى «تورات» نيز مؤيد معنى اول است. «٢»
***