تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
گر چه، چنين كسانى كه با كلمه «أُولئِكَ» به آنها اشاره شده، در خود اين آيه ذكر نشدهاند، ولى با توجه به آيات گذشته، مىتوان حضور آنها را در جوّ اين آيه احساس كرد و مورد اشاره قرار داد.
و به دنبال آن، سرنوشت منكران را به اين صورت بيان مىكند: «هر كس از گروههاى مختلف به او كافر شود، موعد و ميعادش آتش دوزخ است» «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ».
و در پايان آيه، همان گونه كه سيره قرآن در بسيارى از موارد است، روى سخن را به پيامبر كرده، يك درس عمومى براى همه مردم بيان مىكند، مىگويد:
«اكنون كه چنين است و اين همه شاهد و گواه بر صدق دعوت تو وجود دارد، هرگز در آنچه بر تو نازل شده ترديد به خود راه مده» «فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ مِنْهُ».
«چرا كه اين سخن حقى است از سوى پروردگار تو» «إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ».
«ولى بسيارى از مردم، بر اثر جهل و تعصب و خودخواهى، ايمان نمىآورند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايُؤْمِنُونَ».
٢- تفسير ديگرى كه براى آيه ذكر شده اين است كه، هدف اصلى بيان حال مؤمنان راستين است، كه با در دست داشتن دلائل روشن و شواهدى كه بر صدق دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است، و گواهىهائى كه در كتب پيشين مىباشد، آنها به اتكاى اين دلائل، به پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان مىآورند.
بنابراين، منظور از جمله «مَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ» تمام كسانى است كه با چشم باز و در دست داشتن دلائل قانعكننده، به دنبال قرآن و آورنده آن شتافتند، نه شخص پيامبر.
ولى بدون شك، تعبيرات ديگر آيه با اين تفسير زياد سازگار نيست، و لذا ما آن را در مرحله دوم قرار دادهايم (دقت كنيد).