تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
پاسخ اين كه: «جبّار» در اصل ريشه لغت يا از ماده «جبر» به معنى قهر و غلبه و قدرت است و يا از ماده «جبران» به معنى برطرف ساختن نقص چيزى است.
ولى «جبّار» چه به معنى اول باشد يا دوم در دو شكل به كار مىرود، گاهى به صورت مذمت، آن در موردى است كه انسانى بخواهد كمبودها و نقائص خود را با «خود برتربينى» و تكبّر و ادعاهاى غلط جبران كند.
و يا اين كه بخواهد ديگرى را در برابر اراده و خواست دل خويش مقهور و ذليل سازد.
اين معنى، در بسيارى از آيات قرآن آمده، و با صفات مذموم ديگرى احياناً همراه است، مانند آيه فوق كه توأم با «عَنِيد» ذكر شده و در آيه ٣٢ سوره «مريم» از زبان «عيسى» عليه السلام پيامبر خدا مىخوانيم: وَ لَمْيَجْعَلْني جَبَّاراً شَقِيّاً: «خداوند مرا جبار شقى قرار نداده است».
و يا، در حالات «بنىاسرائيل» درباره ساكنان ستمگر بيت المقدس مىخوانيم: آنها به موسى گفتند: إِنَّ فيها قَوْماً جَبَّارين: «در اين سرزمين گروهى ستمگر و ستم پيشهاند». «١»
اما، گاه «جبّار» از همين دو ريشه در معنى مدح به كار مىرود، و به كسى گفته مىشود كه نيازمندىهاى مردم و نقائص آنها را جبران مىكند، و استخوانهاى شكسته را پيوند مىدهد، و يا اين كه، داراى قدرت فراوانى است كه غير او در برابر او خاضع مىباشند، بىآن كه بخواهد بر كسى ستم كند، و يا از قدرتش سوء استفاده نمايد، و به همين جهت، جبّار هنگامى كه به اين معنى باشد با صفات مدح ديگر همراه مىگردد، چنان كه در آيه ٢٣ سوره «حشر»