تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
پاسخ ديگر آنها اين بود كه، گفتند: اى نوح «ما در اطراف تو، و در ميان آنها كه از تو پيروى كردهاند، كسى جز يك مشت اراذل و جوانان كم سن و سال ناآگاه و بىخبر، كه هرگز مسائل را بررسى نكردهاند نمىبينيم» «وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ».
«أَراذِل» جمع «ارذُل» (بر وزن اهرم) است، و آن خود نيز جمع «رذل» مىباشد كه به معنى موجود پست و حقير است، خواه انسان باشد، يا چيز ديگر.
البته شك نيست، گروندگان و ايمان آورندگان به نوح، نه از اراذل بودند، و نه حقير و پست، بلكه به حكم اين كه، پيامبران، قبل از هر چيز، به حمايت مستضعفان و مبارزه با مستكبران مىپرداختند، نخستين گروهى كه دعوت پيامبران را لبيك مىگفتند، همان گروه محروم، فقير و كم درآمد بودند، كه در نظر مستكبران كه مقياس شخصيت را تنها زر و زور مىدانستند، افرادى پست و حقير به شمار مىآمدند.
و اين كه، آنها را به عنوان «بادِىَ الرَّأى» (ظاهربين، بى مطالعه، و كسى كه با يك نظر عاشق و خواهان چيزى ميشود) ناميدند، در حقيقت به خاطر آن بود كه، لجاجت و تعصبهاى ناروائى را كه ديگران داشتند، آنها نداشتند، بلكه بيشتر، جوانان پاكدلى بودند كه در نخستين تابش، حقيقت را در قلب خود به سرعت احساس مىكردند، و با هوشيارى ناشى از حقيقت جوئى نشانههاى صدق را در گفتهها و اعمال پيامبران به زودى درك مىكردند.
بالاخره، سومين پاسخ آنها اين بود كه، مىگفتند: قطع نظر از اين كه تو انسان هستى نه فرشته، و علاوه بر اين كه ايمان آورندگان به تو نشان مىدهد كه دعوتت محتواى صحيحى ندارد «اصولًا ما هيچ گونه برترى براى شما بر خودمان نمىبينيم تا به خاطر آن از شما پيروى كنيم» «وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ