تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
اصولى همه پيامبران است، برنامهاى كه از «توحيد» و نفى هر گونه شرك و بتپرستى، كه خميرمايه تمام رنجهاى بشر است، آغاز مىشود.
لذا مىافزايد: «صالح گفت: اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه هيچ معبودى جز او نيست» «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ».
آنگاه، براى تحريك حسّ حقشناسى آنها، به گوشهاى از نعمتهاى مهم پروردگار، كه سراسر وجودشان را فرا گرفته اشاره كرده، مىگويد:
«او كسى است كه شما را از زمين آفريد» «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ».
زمين و آن خاك بىارزش و بىمقدار كجا؟ و اين وجود عالى و خلقت بديع كجا؟ آيا هيچ عقلى اجازه مىدهد: انسان چنين خالق و پروردگارى را، كه اين همه قدرت دارد، و اين همه، نعمت بخشيده، كنار بگذارد و به سراغ اين بتهاى مسخره برود؟!
پس از اشاره به نعمت آفرينش، نعمتهاى ديگرى را كه در زمين قرار داده به اين انسانهاى سركش يادآورى مىكند: «او كسى است كه عمران و آبادى زمين را به شما سپرد، و قدرت و وسائل آن را در اختيارتان قرار داد» «وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها».
واژه «استعمار» و «اعمار» در لغت عرب، در اصل به معنى: تفويض آبادى زمين به كسى است، و لازمه طبيعى آن اين است كه، وسائل لازم را در اختيار او بگذارد، اين چيزى است كه ارباب لغت مانند «راغب» در «مفردات» و بسيارى از مفسران در تفسير آيه فوق گفتهاند.
اين احتمال نيز، در معنى آيه داده شده است كه منظور آن است: خداوند عمر طولانى به شما داده، البته، معنى اول با توجه به متون لغت صحيحتر به نظر مىرسد.