تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠
اين را نيز نمىتوان انكار كرد كه، در پارهاى از موارد انسان به دنبال چيزى نمىرود، ولى بر اثر يك سلسله تصادفها، موهبتى نصيب او مىشود، اين حوادث گر چه در نظر ما تصادف است، اما در واقع و از نظر سازمان آفرينش حسابى در آن مىباشد.
بدون شك، حساب اين گونه روزىها از روزىهائى كه در پرتو تلاش و كوشش به دست مىآيند جدا است، و حديث بالا ممكن است اشاره به اينها نيز باشد.
ولى به هر حال، نكته اساسى اين است كه: تمام تعليمات اسلامى به ما مىگويد: براى تأمين زندگى بهتر چه مادى و چه معنوى، بايد تلاش بيشتر كرد، و فرار از كار، به گمان مقسوم بودن روزى، غلط است.
***
٤- متاع حسن!
در آيات مورد بحث، تنها اشاره به مسأله «رزق و روزى» شده، در حالى كه در چند آيه قبل، آنجا كه سخن از بندگان توبهكار و باايمان مىگويد، اشاره به «متاع حسن» (بهره بردارى و تمتع شايسته) شده است.
مقابله اين دو با يكديگر، اين مطلب را به ما مىفهماند كه براى همه جنبندگان: انسانها، حشرات، درندگان، نيكان و بدان، همگى بهرهاى از روزى است، ولى «متاع حسن» و «مواهب شايسته و ارزنده» تنها مخصوص انسانهاى با ايمانى است كه، خود را با آب توبه از هر گونه گناه و آلودگى شستشو دادهاند، و نعمتهاى خدا را در مسير اطاعت فرمانش به كار مىگيرند، نه در طريق هوا و هوسهاى سركش!.
***