تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥
ديگر اين كه، آنها از نظر عمل نيز «به عصيان و سركشى در برابر پيامبران برخاستند» «وَ عَصَوْا رُسُلَهُ».
اين كه: «رُسُل» به صورت «جمع» بيان شده، يا به خاطر آن است كه دعوت همه پيامبران به سوى يك واقعيت است (توحيد و شاخههاى آن) بنابراين، انكار يك پيامبر، در حكم انكار همه پيامبران است، و يا اين كه، هود آنها را به ايمان به انبياى پيشين نيز دعوت مىكرد و آنها انكار مىكردند.
سومين موضوع اين بود كه: فرمان خدا را رها كرده «و از فرمان هر جبار عنيدى پيروى مىكردند» «وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنيدٍ».
چه گناهى از اين گناهان بالاتر، ترك ايمان، مخالفت پيامبران و گردن نهادن به فرمان جبّاران عنيد.
«جبّار» به كسى مىگويند كه: از روى خشم و غضب مىزند، مىكشد و نابود مىكند، و پيرو فرمان عقل نيست.
به تعبير ديگر، جبّار كسى است كه ديگرى را مجبور به پيروى خود مىكند و يا مىخواهد نقص خود را با ادعاى عظمت و تكبر ظاهراً بر طرف سازد.
و «عَنِيد» كسى است كه: با حق و حقيقت، فوقالعاده مخالف است و هيچ گاه زير بار حق نمىرود.
اين دو صفت، صفت بارز طاغوتها و مستكبران هر عصر و زمان است، كه هرگز گوششان بدهكار حرف حق نيست، و با هر كس مخالف شدند با قساوت و بىرحمى، شكنجه مىكنند، مىكوبند و از ميان مىبرند.
در اينجا، يك سؤال پيش مىآيد و آن اين كه: اگر جبّار معنايش اين است، چرا يكى از صفات خدا در قرآن سوره «حشر» آيه ٢٣ و ساير منابع اسلامى «جبّار» ذكر شده است؟