تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
٤٤ وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي مائَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعي وَ غيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ
ترجمه:
٤٤- و گفته شد: «اى زمين، آبت را فرو بر! و اى آسمان، خوددارى كن! و آب فرو نشست و كار پايان يافت و (كشتى) بر (دامنه كوه) جودى، پهلو گرفت؛ و (در اين هنگام،) گفته شد: «دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا!)».
تفسير:
پايان يك ماجرا
همان گونه كه در آيات گذشته به طور اجمال و سر بسته، خوانديم، سرانجام امواج خروشانِ آب همه جا را فرا گرفت، آب، بالا و بالاتر آمد، گنهكاران بىخبر، به گمان اين كه يك طوفان عادى است، به نقاط مرتفع و برآمدگىها و كوههاى زمين پناه بردند، اما آب از آن هم گذشت و همه جا در زير آب پنهان شد، اجسام بىجان طغيانگران، و باقيمانده خانهها و وسائل زندگانيشان در لابلاى كفها روى آب به چشم مىخورد!
نوح، زمام كشتى را به دست خدا سپرد، و امواج، كشتى را به هر سو مىبرد در روايات آمده است: شش ماه تمام (از آغاز ماه رجب تا پايان ماه ذى الحجة و به روايتى از دهم ماه رجب تا روز عاشورا) اين كشتى سرگردان بود، «١» و نقاط