تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
ششمين پيامبر مورد ذكر دراين سوره و مردم «مدين» مىرسد، همان جمعيتى كه راه توحيد را رها كردند، و در سنگلاخ شرك و بتپرستى سرگردان شدند، نه تنها بت، كه درهم و دينار و مال و ثروت خويش را مىپرستيدند، و به خاطر آن، كسب و تجارت با رونق خويش را، آلوده به تقلب، كمفروشى و خلافكارىهاى ديگر مىكردند.
در آغاز مىگويد: «و به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم» «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً».
كلمه «أَخاهُم» (برادرشان) همان گونه كه سابقاً هم اشاره كرديم، به خاطر آن است كه نهايت محبت پيامبران را به قوم خود باز گو كند، نه فقط به خاطر اين كه از افراد قبيله و طائفه آنها بود، بلكه علاوه بر آن خيرخواه و دلسوز آنها همچون يك برادر بود.
«مَدْيَن» (بر وزن مريم) نام آبادى «شعيب» عليه السلام و قبيله او است، اين شهر، در مشرق «خليج عقبه» قرار داشته، و مردم آن از فرزندان «اسماعيل» عليه السلام بودند، و با «مصر»، «لبنان» و «فلسطين» تجارت داشتهاند.
امروز شهر «مدين»، «معان» ناميده مىشود، ولى بعضى از جغرافيون نام مدين را بر مردمى اطلاق كردهاند كه در ميان «خليج عقبه» تا «كوه سينا» مىزيستهاند.
در «تورات» نيز نام «مديان» آمده، اما به عنوان بعضى از قبائل (و البته اطلاق يك نام بر شهر و صاحبان شهر معمول است). «١»
اين پيامبر، اين برادر دلسوز و مهربان، همان گونه كه شيوه همه پيامبران در آغاز دعوت بود، نخست آنها را به اساسىترين پايههاى مذهب، يعنى «توحيد»