تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧١
نيست، و يا به تعبير ديگر براى رسيدن به هدف، استفاده از هر وسيلهاى را مجاز مىشمرند.
در اين وسط افراد ضعيف و كم رشد در مراحل نخستين، يا آخرين مرحله تسليم مىشوند و براى هميشه به دامشان گرفتار مىگردند، اما اولياى حق با شجاعت و شهامتى كه در پرتو نور ايمان يافتهاند، همه اين مراحل را پشت سر گذارده، سازشناپذيرى خود را با قاطعيت هر چه تمامتر نشان مىدهند، تا سر حدّ مرگ پيش مىروند، و عاقبت آن هم پيروزى است، پيروزى خودشان و مكتبشان و يا حداقل پيروزى مكتب.
***
٢- ادعاى بىجا
بسيارند كسانى كه مانند زنان هوسباز مصر، هنگامى كه در كنار گود نشستهاند خود را پاك و پاكيزه نشان مىدهند، و لاف تقوا و پارسائى مىزنند، و آلودگانى همچون همسر عزيز را در «ضلال مبين» مىبينند.
اما هنگامى كه پايشان به وسط گود كشيده شد، در همان ضربه اول از پا در مىآيند و عملًا ثابت مىكنند كه تمام آنچه مىگفتند حرفى بيش نبوده، اگر همسر عزيز پس از سالها نشست و برخاست با يوسف، گرفتار عشق او شد، آنها در همان مجلس اول به چنين سرنوشتى گرفتار شدند، و به جاى ترنج دستهاى خويش را بريدند!.
***
٣- چرا يوسف عليه السلام در جلسه زنان حضور يافت؟
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: چرا يوسف حرف همسر عزيز را پذيرفت، و حاضر شد گام در مجلس همسر عزيز مصر بگذارد؟ مجلسى كه براى گناه