تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
مگر اين كه او بر آن تسلّط دارد؛ (چرا كه) پروردگار من بر راه راست است!
٥٧- پس اگر روى برگردانيد، من رسالتى را كه مأمور بودم به شما رساندم؛ و پروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما مىكند؛ و شما كمترين ضررى به او نمىرسانيد؛ پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چيز است».
تفسير:
منطق نيرومند هود عليه السلام
حال ببينيم، اين قوم سركش و مغرور يعنى قوم «عاد» در برابر برادرشان «هود» عليه السلام و نصائح و اندرزها و راهنمائىهاى او چه واكنشى نشان دادند.
«آنها گفتند: اى هود! تو دليل روشنى براى ما نياوردهاى» «قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ».
«و ما هرگز به خاطر سخنان تو دست از بتها و خدايانمان بر نمىداريم» «وَ ما نَحْنُ بِتارِكي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ».
«و ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد»! «وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنينَ».
***
پس از اين سه جمله غير منطقى، اضافه كردند: «ما فكر مىكنيم تو ديوانه شدهاى و علتش اين بوده كه مبغوض خدايان ما گشتهاى و آنها به عقل تو آسيب رساندهاند» «إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ».
بدون شك، «هود»- همان گونه كه برنامه و وظيفه تمام پيامبران است- معجزه يا معجزاتى براى اثبات حقانيت خويش به آنها عرضه داشته بود، ولى آنها به خاطر كبر و غرورى كه داشتند، مانند ساير اقوام لجوج، معجزات را انكار كردند و آنها را سحر، يا يك سلسله تصادفها و حوادث اتفاقى كه نمىتواند