تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
نفس و چه با دشمن) يارى بخشد، يوسف عليه السلام را در اين حال تنها نگذاشت و لطف او به ياريش شتافت، آن چنان كه قرآن مىگويد: «پروردگارش اين دعاى خالصانه او را اجابت كرد» «فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ».
«و مكر و نقشه آنها را از او بگردانيد» «فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ».
«چرا كه او شنوا و دانا است» «إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ».
هم نيايشهاى بندگان را مىشنود، هم از اسرار درون آنها آگاه است، و هم راه حل مشكل آنها را مىداند.
***
نكتهها:
١- تطميع و تهديد
همان گونه كه ديديم همسر عزيز، و زنان مصر براى رسيدن به مقصود خود از امور مختلفى استفاده كردند: اظهار عشق، علاقه شديد، تسليم محض، بعد از آن تطميع، و سپس تهديد. و يا به تعبير ديگر توسل به «شهوت»، «زر» و سپس «زور».
و اينها اصول متحد المآلى است كه همه خودكامگان و طاغوتها در هر عصر و زمانى به آن متوسل مىشدند.
حتى خود ما مكرر ديدهايم، آنها براى تسليم ساختن مردان حق، در آغاز جلسه، نرمش فوقالعاده و روى خوش نشان مىدهند، و از طريق تطميع و انواع كمكها وارد مىشوند، و در آخر همان جلسه به شديدترين تهديدها توسل مىجويند. و هيچ ملاحظه نمىكنند كه اين تناقضگوئى آن هم در يك مجلس تا چه حد زشت، زننده و در خور تحقير و انواع سرزنشها است.
دليل آن هم روشن است آنها هدفشان را مىجويند، وسيله براى آنان مهم