تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
تفسير:
مؤمنان، پر ظرفيت، و افراد بىايمان، كم ظرفيتاند
در اين آيات- به تناسب بحثى كه درباره افراد بىايمان گذشت- گوشههائى از حالات روانى و نقاط ضعف اخلاقى اين گونه افراد تشريح شده، همان نقاط ضعفى كه انسان را به راههاى تاريك و فساد مىكشاند.
نخستين صفتى كه براى آنها ذكر مىكند، شوخى كردن با حقايق و مسخره نمودن مسائل سرنوشت ساز است، كه بر اثر جهل و نادانى و غرور، هنگامى كه تهديد رجال آسمانى را در زمينه مجازات و كيفر بدكاران مىشنوند، عكسالعمل نشان مىدهند، مىفرمايد: «هر گاه چند صباحى بگذرد و ما عذاب و مجازات آنها را تأخير اندازيم، با بىشرمى مخصوصى مىگويند: چه چيز اين عذاب را به تأخير انداخت»؟ چه شد اين مجازات؟ كجا رفت اين كيفر؟ «وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ».
«امّت» از ماده «أُمّ» به معنى مادر است، و در اصل به معنى انضمام اشياء به يكديگر مىباشد، و به همين جهت، به هر گروهى كه در هدف، يا در زمان و مكان واحدى جمعند امت گفته مىشود، ولى اين كلمه به معنى «وقت و زمان» نيز آمده است؛ چرا كه اجزاى زمان به هم پيوستهاند، و يا به خاطر اين كه هر جماعت و گروهى در عصر و زمانى زندگى مىكنند.
در سوره «يوسف» آيه ٤٥ مىخوانيم: وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ: «زندانىِ آزاد شده، بعد از مدتى به ياد يوسف افتاد».
در آيه مورد بحث نيز، «امّت» به همين معنى آمده است، و لذا با كلمه «مَعْدُودَة» توصيف شده است، يعنى اگر مدت كوتاهى مجازات را از آنها تأخير بيندازيم مىگويند: چه چيز مانع آن شده است؟