تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨
تلاش و كوشش بر مىخيزد، اين همان صفت بسيار مذموم «حسد» است، كه انسان را به تلاش و كوشش مخرب درباره ديگران وا مىدارد، بىآن كه تلاش سازندهاى درباره خود كند.
سوم اين كه، آرزو مىكند خودش داراى آن نعمت شود و ديگران از آن محروم بمانند، و اين همان صفت «بخل» و انحصارطلبى است كه انسان همه چيز را براى خود بخواهد و از محروميت ديگران لذت ببرد.
چهارم اين كه، دوست دارد ديگران در نعمت باشند، هر چند خودش در محروميت به سر ببرد، و حتى حاضر است آنچه را دارد در اختيار ديگران بگذارد، و از منافع خود چشم بپوشد و اين حالت والا را «ايثار» مىگويند، كه يكى از مهمترين صفات برجسته انسانى است.
به هر حال، حسد، تنها برادران يوسف عليه السلام را تا سر حدّ كشتن برادرشان پيش نبرد، بلكه گاه مىشود كه حسد انسان را به نابودى خويش نيز وا مىدارد.
به همين دليل، در احاديث اسلامى براى مبارزه با اين صفت رذيله تعبيرات تكاندهندهاى ديده مىشود.
به عنوان نمونه: از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده: خداوند «موسى بن عمران» را از حسد نهى كرد و به او فرمود: إِنَّ الْحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعْمَتِي صادٌّ لِقَسْمِيَ الَّذِي قَسَمْتُ بَيْنَ عِبادِي وَ مَنْ يَكُ كَذلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنِّي:
«شخص حسود نسبت به نعمتهاى من بر بندگانم خشمناك است، و از قسمتهائى كه ميان بندگانم قائل شدهام، ممانعت مىكند، هر كس چنين باشد نه او از من است و نه من از اويم». «١»