تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦
آيات فوق هم در مورد اهل بهشت آمده و هم اهل دوزخ، براى مفسران ميدان وسيعى جهت بحث شده است، و مفسر بزرگ «طبرسى» در تفسير اين استثناء، ده وجه از مفسران نقل كرده، كه به عقيده ما بسيارى از آنها سست، و با آيات قبل يا بعد به هيچ وجه سازگار نيست، و لذا از بيان آنها چشم مىپوشيم، و تنها آنچه را كه صحيحتر به نظر ما مىرسد، در اينجا مىآوريم و آن دو تفسير است:
تفسير اول- هدف از بيان اين استثناء، اين است كه تصور نشود خلود و مجازات افراد بىايمان، و پاداش مؤمنان راستين چنان است كه بدون خواست و مشيت الهى باشد، و قدرت، توانائى و اراده او را محدود كند، و صورت جبر و الزام به خود بگيرد.
بلكه، در عين جاودانى بودن اين دو، قدرت و اراده او بر همه چيز حاكم است، هر چند به مقتضاى حكمتش، پاداش و عذاب را بر اين دو گروه، جاودانه مىدارد.
شاهد اين سخن آن كه، در جمله دوم درباره سعادتمندان بعد از ذكر اين استثناء مىفرمايد: عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ: «اين عطا و پاداشى است كه هرگز از آنها قطع نمىشود». و اين نشان مىدهد: جمله استثنائيه فقط براى بيان قدرت بوده است.
تفسير دوم- از آنجا كه، اين آيات از دو گروه «شقى» و «سعيد» بحث مىكند، و شقاوتمندان همگى الزاماً افراد بىايمانى كه مستحق خلود باشند، نيستند، بلكه ممكن است در ميان آنها گروهى از مؤمنان خطاكار وجود داشته باشند احتمال دارد اين استثناء مربوط به اين گروه باشد.
ولى، اين سؤال پيش مىآيد كه: اين استثناء در جمله دوم چه مفهومى خواهد داشت؟ (در مورد سعادتمندان).
در پاسخ، گفته شده است: آن نيز در مورد مؤمنان خطاكار است، كه مدتى