تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١
٢- چهار پديده كوتاه فكرى
در آيات فوق، سه حالت مختلف از حالات روحى مشركان و گنهكاران ترسيم شده، كه در ضمن آن چهار وصف براى آنان آمده است:
نخست اين كه، آنها در برابر قطع نعمتها «يَؤُوس» يعنى بسيار نااميد، و ديگر اين كه «كَفُور» يعنى بسيار ناسپاسند.
و به عكس، هنگامى كه غرق نعمت مىشوند، يا حتى مختصر نعمتى به آنها مىرسد، از «خوشحالى» دست و پاى خود را گم كرده، يعنى چنان ذوق زده، و غرق لذت و نشاط مىگردند، كه از همه چيز غافل مىشوند، و اين سرمستى از باده لذت و غرور، آنها را به فساد و تجاوز از حدود الهى مىكشاند.
ديگر اين كه، «فَخُور» يعنى در موقع نعمت بسيار متكبر، خود برتربين، و فخرفروش مىشوند.
به هر حال، اين صفات چهارگانه، همه، پديدههائى هستند از كوتاهى فكر و كمى ظرفيت، و اينها اختصاص به گروه معينى از افراد بىايمان و آلوده ندارد، بلكه يك سلسله اوصاف عمومى براى همه آنها است.
ولى مردم باايمان، كه روحى بزرگ، فكرى بلند، سينهاى گشاده، و ظرفيتى وافر دارند، نه دگرگونىهاى روزگار آنها را تكان مىدهد، نه سلب نعمتها آنان را به ناسپاسى و نوميدى مىكشاند، و نه روى آوردن نعمتها آنها را در غرور و غفلت فرو مىبرد.
لذا در آخرين آيه، كه به عنوان يك استثناء ياد مىكند، به جاى كلمه «ايمان» «صبر و استقامت» را به كار مىبرد (دقت كنيد).
***