تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
آرى «اين خدايان قلابى جز ضرر و زيان و هلاكت و بدبختى، بر آنها نيفزودند» «وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبيبٍ». «١»
***
آرى «اين چنين بود مجازات پروردگار تو نسبت به شهرها و آبادىهائى كه ستم مىكردند، هنگامى كه آنها را تسليم هلاكت كرد» «وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ».
«مسلماً مجازات پروردگار دردناك و شديد است» «إِنَّ أَخْذَهُ أَليمٌ شَديدٌ».
اين يك قانون عمومى الهى است، يك نسبت و برنامه هميشگى است، كه هر قوم و ملتى دست به ظلم و ستم بيالايند، و پا را از مرز فرمانهاى الهى فراتر نهند، و به رهبرى، راهنمائى و اندرزهاى پيامبران خدا اعتنا ننمايند، خداوند آنها را سرانجام سخت مىگيرد و در پنجه عذاب مىفشارد.
اين واقعيت، كه برنامه فوق يك برنامه عمومى و يك سنت هميشگى است، از ساير آيات قرآن نيز به خوبى استفاده مىشود، و در واقع هشدارى است به تمام مردم جهان، كه گمان مبريد شما از اين قانون مستثنى هستيد، يا اين حكم مخصوص اقوام پيشين بوده است.
البته، ظلم به معنى وسيع كلمه، شامل همه گناهان مىشود، و توصيف «قريه» و شهر و آبادى به ظالم بودن، (هِىَ ظالِمَةٌ) با اين كه اين صفت مربوط به ساكنان شهر و آبادى است، گويا اشاره به اين نكته لطيف است، كه آنها آن قدر در ظلم و بيدادگرى فرو رفتند كه، گوئى شهر و آبادى يكپارچه ظلم و ستم شده بود.
و اين تعبير، نزديك به تعبيرى است كه در فارسى داريم كه مىگوئيم: ظلم و