تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
دشمنى آنان با حق و حقيقت است، از آنها سلب مسئوليت نمىكند، و به اصطلاح، اين همان چيزى است كه خودشان اسباب آن را فراهم ساختهاند، در حالى كه مىتوانستند اين حالت را از خود دور كنند؛ چرا كه قدرت بر سبب، قدرت بر مسبب است.
***
چهارمين آيه، محصول تمام تلاشها و كوششهاى نادرست آنها را در يك جمله بيان مىكند، مىگويد: «اينها همان كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده و ورشكست شدند» «أُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ».
و اين بزرگترين خسارتى است كه، ممكن است دامنگير انسانى شود كه موجوديت انسانى خويش را از دست دهد.
سپس، اضافه مىكند: آنها به معبودهائى دروغين دل بسته بودند «اما سرانجام تمام اين معبودهاى ساختگى گم شدند و از نظرشان محو گشتند» «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
***
آخرين آيه مورد بحث، حكم نهائى سرنوشت آنها را به صورت قاطع چنين بيان مىكند: «لا جرم و به ناچار آنها در سراى آخرت زيانكارترين مردمند» «لاجَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآْخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ».
چرا كه، هم از نعمت چشم باز و گوش شنوا محروم شدند، و هم تمام سرمايههاى انسانى وجود خويش را از دست دادند، و با اين حال، هم بار مسئوليت خويش را بر دوش مىكشند و هم بار مسئوليت ديگران را!.
***
نكته:
معنى اصلى «لاجَرَم»
«جَرَم» (بر وزن حَرَم) در اصل به معنى چيدن ميوه از درخت است (چنان كه «راغب» در «مفردات» آورده است) و سپس به هر گونه اكتساب و تحصيل امرى