تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
تَذَكَّرُونَ» تا بدانيد آنچه مىگويم عين حقيقت است.
ميان «تفكر» و «تذكر» اين تفاوت وجود دارد كه، «تفكر» در حقيقت براى شناخت چيزى است، هر چند هيچ گونه اطلاعى از آن قبلًا نداشته باشيم، ولى «تذكر» (ياد آورى) در موردى گفته مىشود كه، انسان قبلًا با آن موضوع آشنائى داشته است، هر چند از طريق آگاهىهاى فطرى باشد، و اتفاقاً مسائل مورد بحث نوح با قومش نيز، همه از اين قبيل است، مطالبى است كه انسان با مراجعه به فطرت و نهاد خويش آنها را درك مىكند، ولى غرور و تعصب و خودخواهى و غفلتشان بر روى آنها پرده افكنده است.
***
آخرين سخنى كه «نوح» در پاسخ ايرادهاى واهى قوم به آنها مىگويد اين است كه اگر شما خيال مىكنيد و انتظار داريد من امتيازى جز از طريق وحى و اعجاز بر شما داشته باشم اشتباه است، با صراحت بايد بگويم: «من نه به شما مىگويم خزائن الهى در اختيار من است، و نه هر كارى بخواهم مىتوانم انجام دهم» «وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللَّهِ».
«و نه مىگويم از غيب آگاهى دارم» «وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ».
«و نه مىگويم من فرشتهام» «وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ».
اين گونه ادعاهاى بزرگ و دروغين، مخصوص مدعيان كاذب است، و هيچ گاه يك پيامبر راستين چنين ادعاهائى نخواهد كرد؛ چرا كه «خزائن الهى» و «علم غيب» تنها در اختيار ذات پاك خدا است، و فرشته بودن با اين احساسات بشرى نيز سازگار نيست.
بنابراين، هر كس يكى از اين سه ادعا، يا همه آنها را داشته باشد، دليل بر دروغگوئى او است.
نظير اين تعبير، درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز در آيه ٥٠ سوره «انعام» ديده مىشود، آنجا كه مىگويد: قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيّ: