تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
وسعت روح آدمى است، آن چنان وسعتى كه حوادث بزرگ را در خود جاى مىدهد و لرزان نمىگردد.
يك نسيم ملايم، مىتواند آب استخر كوچكى را به حركت در آورد، اما اقيانوسهاى بزرگ همچون اقيانوس آرام، بزرگترين طوفانها را هم در خود مىپذيرند، و آرامش آنها بر هم نمىخورد.
گاه انسان ظاهراً شكيبائى مىكند، ولى چهره اين شكيبائى را با گفتن سخنان زننده كه نشانه ناسپاسى و عدم تحمل حادثه است، زشت و بدنما مىسازد.
اما افراد باايمان، قوى الاراده و پرظرفيت، كسانى هستند كه در اين گونه حوادث، هرگز پيمانه صبرشان لبريز نمىگردد، و سخنى كه نشاندهنده ناسپاسى، كفران و بىتابى و جزع باشد بر زبان جارى نمىسازند، صبر آنها، «صبر زيبا» و «صبر جميل» است.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: در آيات ديگر اين سوره مىخوانيم:
يعقوب عليه السلام آن قدر گريه كرد و غصه خورد كه چشمانش را از دست داد، آيا اين منافات با صبر جميل ندارد؟!.
پاسخ اين سؤال يك جمله است و آن اين كه: قلب مردان خدا كانون عواطف است، جاى تعجب نيست كه در فراق فرزند، اشكهايشان همچون سيلاب جارى شود، اين يك امر عاطفى است، مهم آن است كه كنترل خويشتن را از دست ندهند، يعنى سخن و حركتى بر خلاف رضاى خدا نگويند و نكنند.
از احاديث اسلامى استفاده مىشود: اتفاقاً همين ايراد را به هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر مرگ فرزندش ابراهيم اشك مىريخت، به او گرفتند كه: شما ما را از گريه كردن نهى كردى اما خود شما اشك مىريزيد؟.
پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب فرمود: چشم مىگريد و قلب اندوهناك مىشود، ولى