تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
گاهى، بعضى از پيروان مكتب مادى كه اين گونه آلودگىها را دارند، براى توجيه عملشان مىگويند: ما هيچ گونه منع طبّى براى آن سراغ نداريم!.
اما، آنها فراموش كردهاند كه، اصولًا، هر گونه انحراف جنسى، در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مىگذارد، و تعادل او را بر هم مىزند.
توضيح اين كه: انسان به صورت طبيعى و سالم، تمايل جنسى به جنس مخالف دارد، و اين تمايل از ريشهدارترين غرائز انسان و ضامن بقاء نسل او است.
هر گونه كارى كه اين تمايل را از مسير طبيعيش منحرف سازد، يك نوع بيمارى و انحراف روانى در انسان ايجاد مىكند.
مردى كه تمايل به جنس موافق دارد، و يا مردى كه تن به چنين كارى مىدهد، هيچ كدام يك مرد كامل نيستند و در كتابهاى امور جنسى «هموسكسوآليسم» (همجنسگرائى) به عنوان يكى از مهمترين انحراف ذكر شده است.
ادامه اين كار، تمايلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجاً مىكشد، و در مورد كسى كه تن به اين كار در مىدهد، احساسات زنانه تدريجاً در او پيدا مىشود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسى و به اصطلاح سرد مزاجى مىشوند، به طورى كه بعد از مدتى قادر به آميزش طبيعى (آميزش با جنس مخالف) نخواهند بود.
با توجه به اين كه، احساسات جنسى مرد و زن، هم در ارگانيسم بدن آنها مؤثر است، و هم در روحيات و اخلاق ويژه آنان، روشن مىشود از دست دادن احساسات طبيعى تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد مىسازد، و حتى ممكن است افرادى كه گرفتار چنين انحرافى هستند، چنان گرفتار ضعف جنسى شوند كه ديگر قدرت بر توليد فرزند پيدا نكنند.