تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠
٧- اخلاق قوم لوط
در روايات و تواريخ اسلامى، اعمال زشت و ننگين ديگرى به موازات انحراف جنسى از آنها نقل شده است از جمله در «سفينة البحار» مىخوانيم:
قِيْلَ كانَتْ مَجالِسُهُمْ تَشْتَمِلُ عَلى أَنْواعِ الْمَناكِيْرِ مِثْلَ الْشَّتْمِ وَ السُّخُفِ وَ الْصَفْحِ وَ الْقِمارِ وَ ضَرْبِ الْمِخْراقِ وَ خَذْفِ الأَحْجارِ عَلى مَنْ مَرَّ بِهَمْ وَ ضَرْبَ الْمَعازِفِ وَ الْمَزامِيْرَ وَ كَشْفِ الْعَوْراتِ:
«گفته مىشود: مجالس آنها مملوّ بود از انواع منكرات و اعمال زشت، فحشهاى ركيك و كلمات زننده با هم رد و بدل مىكردند، با كف دست بر پشت يكديگر مىكوبيدند، قمار مىكردند، و بازىهاى بچهگانه داشتند، سنگ به عابران پرتاب مىكردند، و انواع آلات موسيقى را به كار مىبردند، و در حضور جمع بدن خود را برهنه و كشف عورت مىنمودند»!. «١»
روشن است، در چنان محيط آلودهاى، انحراف و زشتى هر روز ابعاد تازهاى به خود مىگيرد، و اصولًا قبح اعمال ننگين برچيده مىشود، و آن چنان در اين مسير پيش مىروند، كه هيچ كارى در نظر آنها زشت و منكر نيست!
و از آنها بدبختتر، اقوام و ملتهائى هستند كه در عصر پيشرفت علوم و دانشها، در همان راه گام برمىدارند، و حتى گاهى اعمالشان به قدرى ننگين و رسوا است كه اعمال قوم لوط را به فراموشى مىسپارد!
***