تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
بيش از سى سوره، بيش از صد بار به ماجراى موسى، فرعون و بنى اسرائيل اشاره شده است.
ويژگى سرگذشت موسى، نسبت به پيامبرانى همچون شعيب، صالح، هود و لوط كه در گذشته خوانديم، اين است كه آنها بر ضد اقوام گمراه، قيام كردند، ولى موسى، علاوه بر اين، در برابر حكومت خودكامهاى همچون دستگاه جبار فرعون نيز قيام نمود.
اصولًا، هميشه آب را بايد از سرچشمه صاف كرد، و تا حكومتهاى فاسد بر سر كارند هيچ جامعهاى روى سعادت نخواهد ديد، و رهبران الهى در اين گونه اجتماعات قبل از همه بايد اين كانونهاى فساد را در هم بكوبند.
ولى، بايد توجه داشت كه در اين قسمت از سرگذشت موسى، تنها يك گوشه را مىخوانيم، گوشهاى كه در عين كوچكى، پيام بزرگى براى همه انسانها دارد.
نخستين آيه، مىگويد: «ما موسى را با معجزاتى كه در اختيار او قرار داديم و منطقى قوى و نيرومند فرستاديم» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ».
«سُلْطان» كه به معنى تسلط است، گاهى در سلطه ظاهرى و زمانى در سلطه منطقى به كار مىرود.
سلطهاى كه مخالف را در بن ست قرار دهد، به گونهاى كه هيچ راهى براى فرار نيابد!
به نظر مىرسد سلطان در آيه فوق در همان معنى دوم به كار رفته، و آيات، اشاره به معجزات روشن موسى است (مفسران احتمالات ديگرى نيز درباره اين دو كلمه دادهاند).
***