تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩
آيا شما براى خدا احترام قائليد؟ «با اين كه او و فرمان او را پشت سر انداختهايد»؟ «وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيّاً». «١»
و در پايان مىگويد: فكر نكنيد خداوند اعمال شما را نمىبيند و سخنانتان را نمىشنود، «يقين بدانيد كه پروردگار من به تمام اعمالى كه انجام مىدهيد، احاطه دارد» «إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحيطٌ».
***
سخنگوى بليغ كسى است كه: در برابر تمام موضعگيرىهاى طرف مقابل، موضع خود را در لابلاى سخنانش مشخص كند، از آنجا كه مشركان قوم «شعيب» در آخر سخنان خود، او را تهديد ضمنى به سنگسار كردن نمودند، و قدرت خود را به رخ او كشيدند، «شعيب» موضع خويش را در برابر تهديد آنها چنين مشخص مىكند:
«اى قوم من! هر چه در قدرت داريد انجام دهيد، و كوتاهى نكنيد و هر كارى از دستتان ساخته است مضايقه ننمائيد» «وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ». «٢»
«من نيز، كار خودم را مىكنم» «إِنِّي عامِلٌ».
«اما به زودى خواهيد فهميد، چه كسى گرفتار عذاب خواركننده خواهد شد، من، يا شما و چه كسى دروغگو است، من، يا شما»؟ «سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتيهِ عَذابٌ يُخْزيهِ وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ».
و حال كه چنين است، «شما در انتطار بمانيد، من هم در انتظارم» «وَ ارْتَقِبُوا