تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥
به نيروى فكريشان.
ولى، همان گونه كه آيات فوق به ما مىگويد، و تاريخ نشان داده، هيچ يك از اينها در برابر فرمان پروردگار كمترين تاب مقاومت ندارد، و همچون تارهاى عنكبوت كه در برابر وزش طوفان قرار گيرد به سرعت در هم مىريزد.
فرزند نادان و خيرهسر، پسر نوح پيامبر عليه السلام نيز در همين اشتباه بود، گمان مىكرد، كوه مىتواند در برابر طوفان خشم خدا به او پناه دهد، اما چه اشتباه بزرگى؟! حركت يك موج، كار او را ساخت و به ديار عدمش فرستاد.
به همين دليل، در پارهاى از دعاها مىخوانيم: من از خشم تو، به سوى تو فرار مىكنم: «هارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ» «١»
يعنى اگر پناهگاهى در برابر طوفان خشم تو باشد، باز همان ذات پاك تو است، و بازگشت به سوى تو، نه چيز ديگر.
ه: كشتى نجات
رهائى از هيچ طوفانى، بدون كشتى نجات ممكن نيست، لزومى ندارد اين كشتى حتماً از چوب و آهن باشد، بلكه، بسا اين كشتى نجات، يك مكتب كارساز حياتبخش مثبت باشد، كه در برابر امواج طوفانهاى افكار انحرافى مقاومت مىكند، و پيروانش را به ساحل نجات مىرساند.
روى همين جهت، در رواياتى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در كتب «شيعه» و «اهل تسنن» آمده است، خاندان او يعنى امامان اهل بيت عليهم السلام و حاملان مكتب اسلام به عنوان «كشتى نجات» معرفى شدهاند. «٢»
«حنش بن مغيره» مىگويد: من به همراه «ابوذر» كنار خانه كعبه آمدم، او دست در حلقه در خانه كرد و صدا زد: منم «ابوذر غفارى»، هر كس مرا