تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣
با آن، بر دوش خود حمل مىكنند». «١»
و نيز اخبار فراوانى داريم كه: هر كس سنت بدى بگذارد، «وزر» و گناه تمام كسانى كه به آن سنت بد عمل مىكنند، براى او نوشته مىشود، همچنين هر كس سنت نيكى بگذارد، معادل پاداش كسانى كه به آن عمل مىكنند، براى او ثبت مىگردد. «٢»
در پايان آيه، ريشه اصلى بدبختى آنها را اين گونه شرح مىدهد: «آنها نه توانائى شنيدن حق را داشتند و نه مىتوانستند ببينند»! «ما كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ».
در حقيقت، از كار انداختن اين دو وسيله مؤثر براى درك حقايق سبب شد، هم خودشان به گمراهى بيفتند و هم ديگران را به گمراهى بكشانند؛ چرا كه حق و حقيقت را، جز با چشم باز و گوش شنوا نمىتوان درك كرد.
جالب توجه اين كه، در اين جمله مىخوانيم: آنها توانائى شنيدن (حق را) نداشتند، اين تعبير، اشاره به اين واقعيت است كه، براى آنها شنيدن سخنان حق آن قدر سنگين و ثقيل است، كه گوئى اصلًا توانائى شنيدن حق را ندارند، اين تعبير، درست به اين مىماند كه مىگوئيم: شخص عاشق نمىتواند سخن از عيب معشوق خود را بشنود.
بديهى است، اين عدم توانائى درك حقايق، كه نتيجه لجاجت شديد و