تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
گروهى خدا را با اخلاص پرستش مىكردند.
گروهى از روى ريا.
و گروهى به خاطر اين كه به دنيا برسند.
در آن هنگام خداوند به كسى كه او را به خاطر دنيا، پرستش مىكرده مىگويد: به عزت و جلال من سوگند، بگو هدف تو از پرستش من چه بود؟
در پاسخ مىگويد: دنيا.
خداوند مىگويد: بنابراين آنچه را اندوختى به حال تو سودى نمىدهد و به آن باز نمىگردى، او را به سوى آتش ببريد!.
و به آن كس كه خدا را از روى ريا عبادت مىكرده مىگويد: به عزت و جلالم سوگند، بگو منظورت از عبادت من چه بوده؟
در پاسخ مىگويد: ريا!
مىفرمايد: آن عبادتى را كه از روى ريا انجام مىدادى، چيزى از آن به سوى من صعود نمىكرد، و امروز هيچ سودى به تو نخواهد داد، او را به سوى آتش ببريد!
و به آن كس كه خدا را از روى خلوص عبادت كرده مىگويد: به عزت و جلالم سوگند بگو منظورت از عبادت چه بود؟
در پاسخ مىگويد: به عزت و جلالت قسم تو از آن آگاهترى، من فقط تو را براى خودت و براى سراى آخرت مىپرستيدم.
مىفرمايد: بندهام راست مىگويد او را به بهشت ببريد». «١»
***