تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
است كه آنها اصولًا منكر نبوتاند، و اينها همه بهانه است.
به هر حال، دقت در مفهوم آيات فوق، و مخصوصاً دقت روى كلمات آن، از نظر ادبى نشان مىدهد كه، معنى دوم به مفاد آيات نزديكتر است (دقت كنيد).
***
٤- پاسخ به معجزات اقتراحى، خير!
شك نيست كه، پيامبر صلى الله عليه و آله بايد در مقابل حق طلبان معجزاتى به عنوان سند حقانيت خود ارائه كند، و هيچ پيامبرى نمىتواند تنها روى ادعا تكيه نمايد، ولى بدون شك، مخالفانى كه در آيات فوق سخنى از آنان به ميان آمده، در جستجوى حقيقت نبودند، و معجزاتى را كه مطالبه مىكردند، معجزات اقتراحى بود (منظور از معجزات اقتراحى اين است كه، هر كس به ميل و هوس خود، پيشنهاد معجزهاى بكند و به هيچ معجزه ديگرى قناعت نكند) مسلماً چنين افرادى بهانهجو هستند، نه حقيقتخواه.
آيا حتماً لازم است پيامبر داراى گنجهاى عظيمى باشد، آن چنان كه مشركان «مكّه» پيشنهاد مىكردند؟
و يا حتماً بايد فرشتهاى همراه او به تبليغ رسالت پردازد؟
از اين گذشته، آيا خود قرآن از هر معجزهاى برتر و بالاتر نبود؟
اگر واقعاً آنها در صدد بهانهجوئى نبودند، چرا به همين گفتار قرآن گوش فرا نمىدادند كه مىگويد: «اگر معتقديد اين آيات را پيامبر از پيش خود گفته، برويد و همانند آن را بياوريد، و از تمام مردم جهان كمك بگيريد».
***