تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٣
نه تنها كار زراعت و دانههاى غذائى خوب مىشود، بلكه علاوه بر آن «دانههاى روغنى و ميوههائى كه مردم آن را مىفشارند، و از عصاره آن استفادهاى مختلف مىكنند نيز فراوان خواهد بود» «وَ فيهِ يَعْصِرُونَ».
***
نكتهها:
١- تعبير خواب حسابشده
تعبيرى كه يوسف براى اين خواب كرد، چقدر حساب شده بود، گاو در افسانههاى قديمى سمبل «سال» بود، چاق بودن دليل بر فراوانى نعمت، و لاغر بودن دليل بر خشكى و سختى، حمله گاوهاى لاغر به گاوهاى چاق دليل بر اين بود كه در اين هفت سال بايد از ذخائر سالهاى قبل استفاده كرد.
و هفت خوشه خشكيده كه بر هفت خوشه تر پيچيدند، تأكيد ديگرى بر اين دو دوران فراوانى و خشكسالى بود، به اضافه اين نكته كه بايد محصول انبار شده به صورت خوشه ذخيره شود تا به زودى فاسد نشود و براى هفت سال قابل نگهدارى باشد.
و اين كه عدد گاوهاى لاغر و خوشههاى خشكيده بيش از هفت نبود، نشان مىداد كه با پايان يافتن اين هفت سال سخت، آن وضع پايان مىيابد، و طبعاً سال خوش و پر باران و با بركتى در پيش خواهد بود.
و بنابراين، بايد به فكر بذر آن سال هم باشند، و چيزى از ذخيره انبارها را براى آن نگه دارند!.
در حقيقت، يوسف عليه السلام يك معبر ساده خواب نبود، بلكه يك رهبر بود كه از گوشه زندان براى آينده يك كشور برنامهريزى مىكرد، و يك طرح چند مادهاى حداقل پانزده ساله به آنها ارائه داد، و چنان كه خواهيم ديد: اين تعبير توأم