تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
اسلام دانستند، زهى خودخواهى و جهل و جمود!!.
و اين چنين، سازندهترين برنامهها هنگامى كه به دست افراد جهول و نادان بيفتد، تبديل به بدترين وسائل مخرب مىشود.
و امروز هم گروهى كه در حقيقت دنبالهروان خوارجند، و از نظر جهل و لجاجت چيزى از آنها كم ندارند، آيه فوق را دليل بر نفى تقليد از مجتهدان و يا نفى صلاحيت حكومت از آنها مىدانند، ولى جواب همه اينها در بالا داده شد.
***
٥- توجه به غير خدا
توحيد تنها در اين خلاصه نمىشود كه: خداوند يگانه و يكتا است، بلكه بايد در تمام شئون زندگى انسان پياده شود، و يكى از بارزترين نشانههايش اين است كه، انسان موحّد به غير خدا تكيه نمىكند و به غير او پناه نمىبرد.
نمىگوئيم عالم اسباب را ناديده مىگيرد، و در زندگى دنبال وسيله و سبب نمىرود، بلكه مىگوئيم: تأثير واقعى را در سبب نمىبيند، بلكه سر نخ همه اسباب را به دست «مسبِّب الاسباب» مىبيند، و به تعبير ديگر، براى اسباب استقلال قائل نيست، و همه آنها را پرتوى از ذات پاك پروردگار مىداند.
ممكن است عدم توجه به اين واقعيت بزرگ درباره افراد عادى، قابل گذشت باشد، اما سر سوزن بىتوجهى به اين اصل، براى اولياى حق مستوجب مجازات است، هر چند ترك اولائى بيش نباشد، و ديديم چگونه يوسف عليه السلام بر اثر يك لحظه بىتوجهى به اين مسأله حياتى سالها زندانش تمديد شد، تا باز هم در كوره حوادث پختهتر و آبديدهتر شود، آمادگى بيشتر براى مبارزه با طاغوت و طاغوتيان پيدا كند، و بداند در اين راه نبايد جز بر نيروى اللّه و مردم ستمديدهاى كه در راه اللّه گام بر مىدارند تكيه نمايد.