تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
توحيد در آنها زنده شود، اين مشكلاتشان حل خواهد شد.
***
٤- سوء استفاده از يك شعار سازنده
شعار «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» كه يك شعار مثبت قرآنى است، و هر گونه حكومت را جز حكومت «اللّه» و آنچه به «اللّه» منتهى مىشود نفى مىكند، متأسفانه در طول تاريخ مورد سوء استفادههاى عجيبى واقع شده است، از جمله همان گونه كه مىدانيم «خوارج نهروان» كه مردمى قشرى، جامد، احمق و بسيار كج سليقه بودند، براى نفى حكميت در جنگ «صفّين» به اين شعار چسبيدند و گفتند:
تعيين، حَكَم براى پايان جنگ، يا تعيين خليفه گناه است؛ چرا كه خداوند مىگويد: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ: «حكومت و حكميت مخصوص خدا است»!.
آنها از اين مسأله بديهى غافل بودند، و يا خود را به تغافل مىزدند، كه اگر حكميت از طرف پيشوايانى تعيين شود كه فرمان رهبريشان از طرف خدا صادر شده، حكم آنها نيز حكم خدا است؛ چرا كه سرانجام منتهى به او مىشود.
درست است كه حَكَمها (داورها) در داستان جنگ صفّين با تصويب امير مؤمنان على عليه السلام تعيين نشدند، ولى اگر تعيين مىشدند حُكم آنها حُكم على عليه السلام و حُكم على عليه السلام حُكم پيامبر صلى الله عليه و آله و حُكم پيامبر حُكم خدا بود.
اصولًا مگر خداوند مستقيماً بر جامعه انسانى حكومت و ياداورى مىكند؟
جز اين است كه بايد اشخاصى از نوع انسان- منتهى به فرمان خدا- زمام اين امر را به دست گيرند؟
ولى خوارج بدون توجه به اين حقيقت روشن، اصل داستان حكميت را بر على عليه السلام ايراد گرفتند، و حتى- العياذ باللَّه- آن را دليل بر انحراف حضرتش از