تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢
ترتيب داده شده بود، و يا براى تبرئه يك گناهكار؟
ولى با توجه به اين كه يوسف ظاهراً برده و غلام بود، و ناچار بود در كاخ خدمت كند، ممكن است همسر عزيز از همين بهانه استفاده كرده باشد، و به بهانه آوردن ظرفى از غذا يا نوشيدنى پاى او را به مجلس كشانده باشد، در حالى كه يوسف مطلقاً از اين نقشه و مكر زنانه اطلاع و آگاهى نداشت.
به خصوص اين كه گفتيم ظاهر تعبير قرآن (اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ) نشان مىدهد: او در بيرون آن دستگاه نبود، بلكه در اطاق مجاور كه محل غذا و ميوه يا مانند آن بوده است قرار داشته است.
***
٤- شركاء جرم
جمله «يَدْعُونَني إِلَيْهِ» (اين زنان مرا به آن دعوت مىكنند) و «كَيْدَهُنَّ» (نقشه اين زنان ...) به خوبى نشان مىدهد: بعد از ماجراى بريدن دستها و دلباختگى زنان هوسباز مصر نسبت به يوسف، آنها هم به نوبه خود وارد ميدان شدند، و از يوسف دعوت كردند كه تسليم آنها و يا تسليم همسر عزيز مصر شود، و او هم دست ردّ به سينه همه آنها گذاشت، «١» اين نشان مىدهد: همسر عزيز در اين گناه تنها نبود و «شريك جرم» هائى داشت.
***
٥- وابستگى مطلق
به هنگام گرفتارى در چنگال مشكلات و در مواقعى كه حوادث پاى انسان را به لب پرتگاهها مىكشاند، تنها بايد به خدا پناه برد و از او استمداد جست، كه