تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
مىكنم* مگر بندگان مخلصت را». «١»
و يوسف به اين مرحله رسيده بود كه در آن حالت بحرانى، همچون كوه استقامت كرد، و بايد كوشيد تا به اين مرحله رسيد.
***
٥- متانت و عفت بيان
از شگفتىهاى قرآن و از نشانههاى اعجاز آن، اين است كه هيچ گونه تعبير زننده، ركيك، ناموزون، مبتذل و دور از عفت بيان، در آن وجود ندارد، و ابداً متناسب طرز تعبيرات يك فرد عادى درس نخوانده و پرورش يافته در محيط جهل و نادانى نيست، با اين كه سخنان هر كس، متناسب و همرنگ افكار و محيط اوست.
در ميان تمام سرگذشتهائى كه قرآن نقل كرده، يك داستان واقعى عشقى، وجود دارد و آن داستان يوسف و همسر عزيز مصر است.
داستانى كه از عشق سوزان و آتشين يك زن زيباى هوسآلود، با جوانى ماهرو و پاكدل سخن مىگويد.
گويندگان و نويسندگان، هنگامى كه با اين گونه صحنهها روبرو مىشوند، يا ناچارند براى ترسيم چهره قهرمانان و صحنههاى اصلى داستان، جلو زبان يا قلم را رها نموده و به اصطلاح حق سخن را ادا كنند- گو اين كه هزار گونه تعبيرات تحريكآميز، يا زننده و غير اخلاقى به ميان آيد-
و يا مجبور مىشوند براى حفظ نزاكت و عفت زبان و قلم، پارهاى از