تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
٢- منظور از برهان پروردگار چيست؟
«برهان» در اصل مصدر «بَرَه» به معنى سفيد شدن است، و سپس به هر گونه دليل محكم و نيرومند كه موجب روشنائى مقصود شود، برهان گفته شده است، بنابراين برهان پروردگار كه باعث نجات يوسف شد، يك نوع دليل روشن الهى بوده است كه مفسران درباره آن احتمالات زيادى دادهاند، از جمله:
١- علم و ايمان و تربيت انسانى و صفات برجسته.
٢- آگاهى او نسبت به حكم تحريم زنا.
٣- مقام نبوت و معصوم بودن از گناه.
٤- يك نوع امداد و كمك الهى، كه به خاطر اعمال نيكش در اين لحظه حساس به سراغ او آمد.
٥- از روايتى استفاده مىشود كه: در آنجا بتى بود، كه معبود همسر عزيز محسوب مىشد، ناگهان چشم آن زن به بت افتاد، گوئى احساس كرد با چشمانش خيره، خيره به او نگاه مىكند، و حركات خيانتآميزش را با خشم مىنگرد، برخاست و لباسى به روى بت افكند، مشاهده اين منظره، طوفانى در دل يوسف پديد آورد، تكانى خورده، گفت: تو كه از يك بت بىعقل و شعور و فاقد حس و تشخيص، شرم دارى، چگونه ممكن است من از پروردگارم، كه همه چيز را مىداند و از همه خفايا و خلوتگاهها باخبر است، شرم و حيا نكنم؟. «١»
اين احساس، توان و نيروى تازهاى به يوسف بخشيد و او را در مبارزه شديدى كه در اعماق جانش ميان غريزه و عقل بود كمك كرد، تا بتواند امواج سركش غريزه را عقب براند.