تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
عالم چنين بيرون مىفرستد، سپس به مرحله استحكام جسم و روح مىرسيد سپس به مرحله پيرى». «١»
اين تفاوت تعبيرات، ممكن است به خاطر اين باشد كه، انسان براى رسيدن به استحكام روح و جسم مراحلى را مىپيمايد، كه بدون شك رسيدن به حد بلوغ يكى از آنها است، و رسيدن به چهل سالگى كه معمولًا توأم با يك نوع پختگى در فكر و عقل مىباشد، مرحله ديگر است، و همچنين قبل از آن كه انسان قوس نزولى خود را سير كند و به وهن و سستى گرايد.
به هر حال، در آيه مورد بحث منظور همان مرحله بلوغ جسمى و روحى است كه در يوسف عليه السلام در آغاز جوانى پيدا شد.
«فخر رازى» در تفسيرش در اين زمينه سخنى دارد كه ذيلًا مىشنويد:
«مدت گردش ماه (تا هنگامى كه به محاق برسد) ٢٨ روز است، هنگامى كه آن را به چهار قسمت تقسيم كنيم، هر قسمتى هفت روز مىشود (كه عدد ايام هفته را تشكيل مىدهد).
لذا دانشمندان احوال بدن انسان را به چهار دوره هفت ساله تقسيم كردهاند:
نخست، هنگامى كه متولد مىشود ضعيف و ناتوان است، هم از نظر جسم و هم از نظر روح، اما به هنگامى كه به سن ٧ سالگى رسيد آثار هوش و فكر و قوت جسمانى در او ظاهر مىشود.
آنگاه وارد مرحله دوم مىشود و به تكامل خود ادامه مىدهد، تا چهارده سالگى را پشت سر بگذارد و ١٥ ساله شود، در اين هنگام به مرحله بلوغ جسمى و روحى رسيده و شهوت جنسى در او به حركت در مىآيد (و با تكميل سال پانزدهم) مكلف مىشود.
باز به تكامل خود ادامه مىدهد تا دوره سوم را به پايان رساند، و مرحله جديدى را طى كند.
و بالاخره با پايان گرفتن دوره چهارم و رسيدن به ٢٨ سالگى مدت رشد و نمو جسمانى پايان مىگيرد، و انسان وارد مرحله تازهاى كه مرحله توقف است