تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
و بسيار زيبا، زنى دل به او بست و با حيلههاى مخصوصى، او را به خانه خود برده درها را به روى او بست، اما او تسليم هوسهاى آن زن نشد و مرتباً مفاسد اين گناه بزرگ را بر او مىشمرد، ولى آتش هوس زن به قدرى سركش بود كه آب موعظه آن را خاموش نمىساخت.
«ابن سيرين» براى نجات از چنگال او چارهاى انديشيد، برخاست و بدن خود را با اشياء آلودهاى كه در آن خانه بود، چنان كثيف، آلوده و نفرتانگيز ساخت كه هنگامى كه زن آن منظره را ديد از او متنفر شد، و او را از خانه بيرون كرد.
مىگويند: «ابن سيرين» بعد از اين ماجرا فراست و هوشيارى فوقالعادهاى در تعبير خواب نصيبش شد، «١» و داستانهاى عجيبى از تعبير خواب او در كتابها نوشتهاند كه از عمق اطلاعات او در اين زمينه خبر مىدهد.
بنابراين ممكن است يوسف عليه السلام اين علم و آگاهى خاص را به خاطر تسلط بر نفس، در مقابل جاذبه فوقالعاده همسر عزيز مصر پيدا كرده باشد.
از اين گذشته، در آن عصر و زمان، دربار زمامداران بزرگ، مركز معبران خواب بود و جوان هوشيارى همچون يوسف عليه السلام مىتوانست در دربار عزيز مصر از تجربيات ديگران آگاهى يابد، و آمادگى روحى را براى افاضه علم الهى در اين زمينه حاصل كند.
به هر حال، اين نه اولين بار و نه آخرين بار است كه خداوند به بندگان مخلصى كه در ميدان جهاد نفس بر هوسهاى سركش پيروز مىشوند مواهبى از علوم و دانشها مىبخشد، كه با هيچ مقياس مادى قابل سنجش نيست،