تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
مىبينيم يك مرتبه پرده از روى عنوان اين شخص بر داشته نمىشود، و تدريجاً معرفى مىگردد، مثلًا در آيه ٢٥ مىفرمايد: وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ: «هنگامى كه يوسف تسليم عشق زليخا نشد، و به سوى در خروجى فرار كرد آقاى آن زن را دمِ در ناگهان مشاهده كرد».
از اين آيات كه مىگذريم، به آيه ٣٠ مىرسيم كه تعبير «إِمْرَأَة الْعَزِيز» (همسر عزيز) در آن شده است.
اين بيان تدريجى، يا به خاطر آن است كه قرآن طبق سنتى كه دارد هر سخنى را به مقدار لازم بازگو مىكند، كه اين از نشانههاى فصاحت و بلاغت است.
و يا اين كه: همان گونه كه امروز نيز در ادبيات معمول است، به هنگام ذكر يك داستان از يك نقطه سربسته شروع مىكنند، تا حسّ كنجكاوى خواننده را بر انگيزند و نظر او را به سوى داستان جذب كنند.
***
٢- ارتباط علم تعبير خواب و كاخ عزيز
نكته ديگرى كه در آيات فوق سؤالانگيز است، اين است كه موضوع آگاهى از تعبير خواب چه رابطهاى با آمدن يوسف عليه السلام به كاخ عزيز مصر دارد، كه با «لام» در «لِنُعَلِّمَهُ» كه «لام غايت» است به آن اشاره شده است.
ولى توجه به اين نكته ممكن است پاسخى براى سؤال فوق باشد، كه بسيارى از مواهب علمى را خداوند در مقابل پرهيز از گناه و مقاومت در برابر هوسهاى سركش مىبخشد.
و به تعبير ديگر اين مواهب كه ثمره روشنبينىهاى قلبى است جائزهاى مىباشد كه خداوند به اين گونه اشخاص مىبخشد.
در حالات «ابن سيرين» معبّر معروف خواب، مىخوانيم: او مرد بزازى بود