تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
فوراً مىفروشند، و طبيعى است با اين فوريت نمىتوانند بهاى گزافى براى خود فراهم سازند.
«بَخْس» در اصل به معنى اين است كه چيزى را با ستمگرى كم كنند، و لذا قرآن مىگويد: وَ لاتَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُم: «اشياء مردم را با ظلم كم نكنيد». «١»
در اين كه يوسف را به چند درهم فروختند و چگونه ميان خود تقسيم كردند؟ باز در ميان مفسران گفتگو است، بعضى ٢٠ درهم، بعضى ٢٢ درهم، بعضى ٤٠ درهم و بعضى ١٨ درهم نوشتهاند، و با توجه به اين كه عدد فروشندگان را ده نفر دانستهاند، سهم هر كدام از اين مبلغ ناچيز روشن است.
و در پايان آيه مىفرمايد: «آنها نسبت به فروختن يوسف، بىاعتنا بودند» «وَ كانُوا فيهِ مِنَ الزَّاهِدينَ».
در حقيقت اين جمله در حكم بيان علت براى جمله قبل است، اشاره به اين كه: اگر آنها يوسف عليه السلام را به بهاى اندك فروختند، به خاطر اين بود كه نسبت به اين معامله بىميل و بىاعتنا بودند.
اين موضوع، يا به خاطر آن بود كه يوسف عليه السلام را كاروانيان، ارزان به دست آورده بودند و انسان چيزى را كه ارزان به دست آورد غالباً ارزان از دست مىدهد.
يا اين كه از اين مىترسيدند: سرّ آنها فاش شود، و مدعى پيدا كنند.
و يا از اين نظر كه در يوسف عليه السلام نشانههاى غلام بودن را نمىديدند، بلكه آثار آزادگى و حريت در چهره او نمايان بود، و به همين دليل نه فروشندگان چندان رغبت به فروختن او داشتند و نه خريداران!
***