تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١
جالب اين است كه: اين مسأله به طور غريزى درباره بعضى از حيوانات ديده شده است كه، مثلًا جوجهها در آغاز در زير بال و پر مادر قرار مىگيرند، و مادر چون جان شيرين در برابر هر حادثهاى از آنها دفاع مىكند.
اما كمى كه بزرگتر شدند، مادر نه تنها حمايت خود را از آنها بر مىدارد، بلكه اگر به سراغ او بيايند، با نوك خود آنها را به شدت مىراند، يعنى برويد و راه و رسم زندگى مستقل را بياموزيد، تا كى مىخواهيد وابسته و غير مستقل زندگى كنيد؟ شما هم براى خود كسى هستيد؟!.
ولى، اين موضوع هرگز با مسأله پيوند خويشاوندى و حفظ مودت و محبت منافات ندارد، بلكه محبتى است عميق و پيوندى است حسابشده بر اساس مصالح هر دو طرف.
***
٤- نه قصاص و نه اتهام، قبل از جنايت
در اين فراز از داستان، به خوبى مشاهده مىكنيم يعقوب عليه السلام با اين كه از حسادت برادران نسبت به يوسف عليه السلام آگاهى داشت- و به همين دليل، دستور داد خواب عجيبش را از برادران مكتوم دارد- هرگز حاضر نشد آنها را متهم كند كه نكند شما قصد سوئى درباره فرزندم يوسف داشته باشيد، بلكه عذرش تنها عدم تحمل دورى يوسف، و ترس از گرگان بيابان بود.
اخلاق و معيارهاى انسانى و اصول داورى عادلانه نيز همين را ايجاب مىكند، كه تا نشانههاى كار خلاف از كسى ظاهر نشده باشد او را متهم نسازند، اصل، برائت و پاكى و درستى است، مگر اين كه خلاف آن ثابت شود.
***