تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
صورت خدمتكارى براى او در آورده بود، چيزى نگذشت كه پسر بزرگ گرفتار بيمارى روانى ناشناختهاى شد، به آن دوست عزيز گفتم: فكر نمىكنى سرچشمهاش اين عدم عدالت در اظهار محبت بوده باشد، او كه اين سخن را باور نمىكرد، به يك طبيب روانى ماهر مراجعه كرد، طبيب به او گفت: فرزند شما بيمارى خاصى ندارد، سرچشمه بيماريش همين است كه گرفتار كمبود محبت شده، و شخصيتش ضربه ديده، در حالى كه برادر كوچك اين همه محبت ديده است.
و لذا در احاديث اسلامى مىخوانيم:
روزى امام باقر عليه السلام فرمود: «من گاهى نسبت به بعضى از فرزندانم اظهار محبت مىكنم، و او را بر زانوى خود مىنشانم و قلم گوسفند را به او مىدهم و شكر در دهانش مىگذارم، در حالى كه مىدانم حق با ديگرى است، ولى اين كار را به خاطر اين مىكنم تا بر ضد ساير فرزندانم تحريك نشود، و آن چنان كه برادران يوسف عليه السلام با يوسف كردند، نكند». «١»
***