تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
تا سالم به دست قافلهها برسد.
***
٣- از جمله «إِنْ كُنْتُمْ فاعِلين» چنين استفاده مىشود، اين گوينده حتى اين پيشنهاد را به صورت يك پيشنهاد قطعى مطرح نكرد، شايد ترجيح مىداد كه اصلًا نقشهاى بر ضد «يوسف» عليه السلام طرح نشود.
***
٤- در اين كه، نام اين فرد چه بوده در ميان مفسران گفتگو است، بعضى گفتهاند نام او «روبين» بود، كه از همه باهوشتر محسوب مىشد، و بعضى «يهودا» و بعضى «لاوى» را نام بردهاند. «١»
***
٥- نقش ويرانگر حسد در زندگى انسانها
درس مهمى، كه از اين داستان مىآموزيم اين است كه: چگونه حسد مىتواند آدمى را تا سر حد كشتن برادر و يا توليد دردسرهاى خيلى شديد براى او پيش ببرد، و چگونه اگر اين آتش درونى مهار نشود، هم ديگران را به آتش مىكشد و هم خود انسان را.
اصولًا، هنگامى كه نعمتى به ديگرى مىرسد، و خود شخص از او محروم مىماند، چهار حالت مختلف در او پيدا مىشود:
نخست اين كه، آرزو مىكند همان گونه كه ديگران دارند، او هم داشته باشد، اين حالت را «غبطه» مىخوانند، و حالتى است قابل ستايش؛ چرا كه انسان را به تلاش و كوشش سازندهاى وا مىدارد، و هيچ اثر مخربى در اجتماع ندارد.
ديگر اين كه، آرزو مىكند آن نعمت از ديگران سلب شود و براى اين كار به