تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٧
جريانى را كه براى خودم هنگامى كه در «آمريكا» بودم واقع شد، انكار نمايم، در آنجا من در خواب ديدم: خواهر زادهام خون چشمانش را فرا گرفته، قادر به ديدن نيست (خواهرزادهام با ساير اعضاى خانوادهام در مصر بودند) من از اين جريان متوحش شدم، فوراً نامهاى براى خانوادهام به «مصر» نوشتم، و مخصوصاً از وضع چشم خواهر زادهام سؤال كردم، چيزى نگذشت جواب نامه به دستم رسيد، نوشته بودند: چشم او مبتلا به خونريزى داخلى شده و قادر به ديدن نيست، و هم اكنون مشغول معالجه است.
قابل توجه اين كه: خونريزى داخلى چشم او طورى بود كه در مشاهده معمولى قابل رؤيت نبود، و تنها با وسائل پزشكى ديدن آن ميسر بود، ولى به هر حال از بينائى چشم محروم گشته بود، من حتى اين خونريزى درونى را در خواب به شكل آشكار ديدم!.
خوابهائى كه پرده از روى اسرارى برداشته و حقايقى مربوط به آينده و يا حقايق پنهانى مربوط به حال را كشف كرده، بيش از آن است كه حتى افراد ديرباور بتوانند انگشت انكار روى همه آنها بگذارند، و يا آنها را حمل بر تصادف كنند.
با تحقيق از دوستان نزديك خود غالباً مىتوانيد به نمونههائى از اين خوابها دست يابيد، اين گونه خوابها از طريق «تفسير مادى رؤيا» هرگز قابل تعبير نيستند، و تنها با تفسير فلاسفه روحى، و اعتقاد به استقلال روح مىتوان آنها را تفسير كرد، بنابراين از مجموع آنها به عنوان شاهدى براى استقلال روح مىتوان استفاده كرد. «١»
***