تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣
توضيح اين كه: بعد از قبول اين مسأله كه روان آدمى مشتمل بر دو بخش است: «بخش آگاه» يعنى آنچه به تفكرات روزانه و معلومات ارادى و اختيارات انسان ارتباط دارد.
و «بخش ناآگاه» يعنى آنچه در ضمير باطن به صورت يك ميل ارضا نشده پنهان گرديده است.
مىگويند: بسيار مىشود اميالى كه ما داريم و به عللى نتوانستهايم آنها را ارضا كنيم، و در ضمير باطن ما جاى گرفتهاند، به هنگام خواب كه سيستم خود آگاه از كار مىافتد، براى يك نوع اشباع تخيلى به مرحله خودآگاه روى مىآورند.
گاهى بدون تغيير منعكس مىشوند، همانند عاشقى كه محبوب از دست رفته خود را در عالم خواب مشاهده مىكند.
و گاهى تغيير شكل داده و به صورتهاى مناسبى منعكس مىشوند، كه در اين صورت نياز به تعبير دارند.
بنابراين «رؤياها» هميشه مربوط به گذشته است، و از آينده هرگز خبر نمىدهد، تنها مىتوانند وسيله خوبى براى خواندن «ضمير ناآگاه» باشند، و به همين جهت براى درمان بيمارىهاى روانى كه متكى به كشف ضمير ناآگاه است بسيار مىشود كه از خوابهاى بيمار كمك مىگيرند.
بعضى از دانشمندان غذاشناس، ميان «خواب و رؤيا» و «نيازهاى غذائى بدن» رابطه قائل هستند، و معتقدند: مثلًا اگر انسان در خواب ببيند از دندانش «خون» مىچكد، لابد ويتامين «ث» بدن او كم شده است!
و اگر در خواب ببيند موى سرش سفيد گشته، معلوم مىشود گرفتار كمبود ويتامين «ب» شده است!!.