تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
رواياتى كه روزى را مقدر و معين معرفى مىكند، فكر مىكنند: لزومى ندارد كه انسان براى تهيه معاش زياد تلاش كند؛ چرا كه روزى مقدر است، و در هر حال به انسان مىرسد، و هيچ دهان بازى بدون روزى نمىماند!
اين چنين افراد نادان، كه شناختشان درباره دين و مذهب فوقالعاده سست و ضعيف است، بهانه به دست دشمنان مىدهند، كه مذهب، عاملى است براى تخدير، ركود اقتصادى و خاموش كردن فعاليتهاى مثبت زندگى، و تن در دادن به انواع محروميتها، به عذر اين كه، اگر فلان موهبت نصيب من نشده، حتماً روزى من نبوده، اگر روزى من بود، بدون چون و چرا به من مىرسيد، و اين فرصت خوبى به دست استثمارگران مىدهد، كه هر چه بيشتر خلقهاى محروم را بدوشند، و آنها را از ابتدائىترين وسائل زندگى محروم سازند.
در حالى كه، مختصر آشنائى به قرآن و احاديث اسلامى، براى پىبردن به اين حقيقت كافى است كه، اسلام پايه هر گونه بهرهگيرى مادى و معنوى انسان را سعى و كوشش و تلاش مىشمرد، تا آنجا كه در جمله شعارگونه قرآنى «لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» «١»
بهره انسان را منحصراً در كوشش و كارش قرار مىدهد.
پيشوايان اسلامى، براى اين كه سرمشقى به ديگران بدهند در بسيارى از مواقع كار مىكردند، كارهائى سخت و توانفرسا.
پيامبران پيشين نيز، از اين قانون مستثنى نبودند، از چوپانى گرفته، تا خياطى، زرهبافى و كشاورزى، اگر مفهوم تضمين روزى از طرف خدا، نشستن در خانه و انتظار رسيدن روزى باشد، نبايد پيامبران و امامان، كه از همه آشناتر به مفاهيم دينى هستند، اين همه براى روزى تلاش كنند.
بنابراين، روزىِ هر كس مقدّر و ثابت است، ولى در عين حال مشروط به