تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩
حسد دامن زند، و حتى برادران را به جان هم اندازد.
جالب اين كه يعقوب عليه السلام نگفت: «مىترسم برادران قصد سوئى درباره تو كنند» بلكه آن را به صورت يك امر قطعى و مخصوصاً با تكرار «كَيْد» كه دليل بر تأكيد است بيان كرد.
چرا كه از روحيات ساير فرزندانش با خبر بود، و حساسيت آنها را نسبت به «يوسف» مىدانست، شايد برادران نيز از تعبير كردن خواب بىاطلاع نبودند.
به علاوه اين خواب خوابى بود كه تعبيرش چندان پيچيدگى نداشت.
از طرفى، اين خواب شبيه خوابهاى كودكانه به نظر نمىرسيد، كودك ممكن است خواب ماه و ستاره را ببيند، اما اين كه ماه و ستارگان به صورت موجوداتى عاقل و با شعور در برابر او سجده كنند، اين يك خواب كودكانه نيست، و روى اين جهات جا داشت كه يعقوب نسبت به افروخته شدن آتش حسد برادران نسبت به يوسف بيمناك باشد.
***
ولى اين خواب تنها بيانگر عظمت مقام «يوسف» عليه السلام در آينده از نظر ظاهرى و مادى نبود، بلكه، نشان مىداد: او به مقام نبوت نيز خواهد رسيد؛ چرا كه سجده آسمانيان دليل بر بالا گرفتن مقام آسمانى او است، و لذا پدرش يعقوب اضافه كرد: «و اين چنين پروردگارت تو را بر مىگزيند» «وَ كَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ».
«و از تعبير خواب به تو تعليم مىدهد» «وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْويلِ الأَحاديثِ». «١»