تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
هوسبازان بسازند، و چهره واقعى «يوسف» عليه السلام و سرگذشت او را مسخ كنند، و حتى در شكل يك فيلم عشقى، به روى پرده سينما بياورند.
ولى قرآن كه همه چيزش الگو و «اسوه» است، در لابلاى اين داستان، عالىترين درسهاى عفت و خويشتندارى و تقوا، ايمان و تسلط بر نفس را منعكس ساخته، آن چنان كه هر انسانى- هر چند، بارها آن را خوانده باشد- باز به هنگام خواندنش، بىاختيار تحت تأثير جذبههاى نيرومندش قرار مىگيرد.
و به همين جهت، قرآن نام زيباى «أَحْسَن الْقَصَص» (بهترين داستانها) را بر آن گذارده است، و در آن براى «أُولُوا الأَلْباب» (صاحبان مغز و انديشه) عبرتها بيان كرده است.
***
٣- دقت در آيات اين سوره، اين واقعيت را براى انسان روشنتر مىسازد كه، قرآن در تمام ابعادش معجزه است؛ چرا كه قهرمانهائى كه در داستانها معرفى مىكند- قهرمانهاى واقعى و نه پندارى- هر كدام در نوع خود بىنظيرند.
ابراهيم، قهرمان بتشكن، با آن روح بلند و سازشناپذير در برابر طاغوتيان.
نوح، آن قهرمان صبر، استقامت، پايمردى و دلسوزى، در آن عمر طولانى و پربركت.
موسى، آن قهرمان تربيت يك جمعيت لجوج، در برابر يك طاغوت عصيانگر.
و يوسف، آن قهرمان پاكى، پارسائى و تقوا، در برابر يك زن زيباى هوسباز و حيلهگر.
و از اين گذشته، قدرت بيان وحى قرآنى در اين داستان آن چنان تجلّى كرده، كه انسان را به حيرت مىاندازد؛ زيرا اين داستان چنان كه مىدانيم، در