تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
٢- عبادت مخصوص او است
در آيه فوق، دليل لطيفى بر اختصاص پرستش به خدا بيان شده است، و آن اين كه اگر پرستش به خاطر عظمت و صفات جمال و جلال باشد، اين صفات، بيش از همه در خدا است، و ديگران در برابر او ناچيزند، بزرگترين نشانه عظمت، علم نامحدود و قدرت بىپايان است، كه آيه فوق مىگويد: هر دو مخصوص او است.
و اگر پرستش، به خاطر پناه بردن در حل مشكلات به معبود باشد، چنين كارى در مورد كسى شايسته است كه از همه نيازها و احتياجهاى بندگان، و از اسرار غيب و نهان آنها با خبر است، و توانائى بر اجابت دعوت و انجام خواستهها دارد، و به همين دليل «توحيد صفات»، سبب «توحيد عبادت» مىگردد (دقت كنيد).
***
٣- عبادت و توكّل
بعضى از مفسران گفتهاند: تمام سير انسان در طريق عبوديت پروردگار، در دو جمله در آيه فوق خلاصه شده: «فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ»؛ چرا كه عبادت، خواه عبادت جسمانى باشد، مانند عبادات معمولى و يا عبادت روحانى مانند تفكر در عالم آفرينش و نظام اسرار هستى، آغاز اين سير است.
و «توكّل» يعنى: واگذارى مطلق به خدا و سپردن همه چيز به دست او، كه يك نوع «فناء فى اللّه» محسوب مىشود، آخرين نقطه اين سير مىباشد.
در تمام اين مسير، از آغاز تا انتها، توجه به حقيقت «توحيد صفات»، رهروان اين راه را يارى مىدهد، و به تلاش و تكاپوى آميخته با عشق وا مىدارد.
***